مهدى مهريزى و على صدرايى خويى

59

ميراث حديث شيعه

محمّد بن أحمد الرواية » . روايتي است متعلّق به حال أبى جعفر محمّد جواد عليه السلام وعجب‌تر اينكه عيناً همان روايت را در همين كتاب در أحوال حضرت أبى جعفر محمّد جواد وارد كرده ( ج 11 ، چاپ كمپانى ، ص 129 ، باب فضائله ومكارم أخلاقه ، روايت ثانية : كا عن محمّد بن يحيى الخ ) ونظير اين در جاهاى متفرّق « بحار » زياد است . ودر بعضي جاهاى أبواب صدر روايات واسناد ، چند كلمه از سند به خطّ مؤلف وما بقي سند ومتن به خط غير مىباشد . واز اختلاف خطوط وكتاب كه گاهى به خطّ نسخ وگاهى ثلث وگاهى تحرير وگاهى خوب وگاهى بد مىباشد وهمچنين از تفويض مؤلف امر نقل روايات را به صاحبان خطوط ، پّر روشن است كه آنها عده‌اى از تلامذه واطرافيان مؤلف بوده‌اند كه امر نظم را به آنها واگذار نموده واستعانت مىجسته واز طبقهء كتّاب ونويسندگان نبوده‌اند . ودر مجموع اين خصوصيات وضمّ اين قرائن به همديگر ، نتيجة مىتوان گرفت كه مؤلف كتاب را جزوه جزوه كرده وميان تلامذه واطرافيان خود بخش كرده وبه موجب دستور كه به آنها مىداده ، اخبار را از مظانّش نقل مىكرده‌اند وبه ترتيبي كه اشاره مىنموده وعناوين بابها را مىنوشته به همان ترتيب وضع اخبار در أبواب مىنموده‌اند ومواردى كه محتاج به بيان بود ، در ذيل اخبار سفيدى مىگذاشتند ومؤلف به سبب اقتضا بيانى با خطّ خود در موارد مىنوشته ودر همهء اين أحوال ، گاه در يك مجلس وگاه متفرّق بوده‌اند . وهمچنين استفاده مىشود كه تمام كتاب در زمان مؤلفش از مسودّه به مبيضّه منتقل نشده ؛ بلكه بعضي مجلّدات آخرى به همان نحو در مسودّه باقي مانده‌است ، وبراي اين مطلب ، علاوة بر شواهدى كه گذشت كه دلالت داشتند به عدم فراغت وكثرت اشتغالات تأليفى ومشاغل شرعي مؤلف كه غالباً ممكن نكرده كه به چيزى مىنوشته ، مرتبهء ديگر مرور نموده واصلاح نمايد . اين موضوع را شاهد مىتوان گرفت كه در طبعهء كمپانى - كه اوّل چاپ است - در بسيار موارد در ذيل بعضي أبواب بياض ، أصل همان نحو باقي مانده واز اين عجب‌تر جزء اوّل چاپ تبريز است . والحمد للَّه ، قم ، حجة الكوه‌كمرى